نشانه هایی که میگوید کودک شما به مشاور نیاز دارد

زمان مطالعه : 5 دقیقه
تاریخ انتشار:
نظرات: بدون دیدگاه
امتیاز:
0
(0)

آیا کودکان هم نیاز به مشاوره دارند؟

در این مطلب نشانه هایی که می‌گوید کودک شما به مشاور نیاز دارد را بررسی می‌کنیم. خیلی از مردم تصور می‌کنند که کودکی زمان شادی است و از این واقعیت که کودکان اغلب با استرس و اختلالات روان‌شناختی روبرو هستند آگاهی ندارند.  کودکان اکثرا با روش متفاوتی به دنیا نگاه می‌کنند، به همین خاطر روان‌شناسان و مشاوران بزرگسال معمولی برای درمان اختلالات روانی در کودکان دچار مشکل می شوند. اما مشاوره کودک یا جوانان نوعی از مشاوره است که بر درمان کودکان مبتلا به اختلالات روانی تمرکز می‌کند.

ممکن است کودکان مشکلات روانی و عاطفی مشابه با بزرگسالان را تجربه کنند. مشکلاتی مثل افسردگی، اضطراب، اختلال استرسی پس از آسیب روانی و اندوه. هرچند ممکن است علائم این اختلالات در کودکان متفاوت باشد. برای مثال کودکی که از اختلالات روحی مثل افسردگی رنج می‌برد ممکن است بجای آرام و ساکت شدن دچار برون‌ ریزی هیجانی و مشکلات رفتاری ظاهری شود.

دانلود اپلیکیشن پاپایو

دلایل مشکلات روحی و روانی کودکان

مشکلات روحی و روانی کودکان ممکن است دلایل زیادی داشته باشد. این دلایل ممکن است شامل مواردی مثل ملاقات با افراد جدید، طلاق، مرگ عزیزان، سوءاستفاده، فقر، مشکلات در مدرسه و مشکلات با همسن و سالان باشد. همچنین شواهدی وجود دارد مبنی ‌بر اینکه بعضی از اختلالات روحی ارثی بوده و دارای عوامل ژنتیکی هستند.

مشاوره کودک می‌توانند گستره وسیعی از مسائل و مشکلات در زمینه مشاوره را پوشش دهند که عبارتند از:

• طلاق یا جدایی والدین

• مرگ یکی از عزیزان

• شاهد بودن و یا تجربه کردن یک حادثه

• زورگویی

• سوءاستفاده جنسی

• سوءاستفاده عاطفی

• سوءاستفاده فیزیکی

• جابجایی کودک یا خانواده

• مصرف مواد مخدر یا اعتیاد در خانواده

نوع درمان و تکنیک‌های مناسب برای کودکان به مراحل رشد آنها هم بستگی دارد.

مراحل رشد کودک : اوایل کودکی:

لجباز و مستقل یا خجالتی؛ در این مرحله کودکان نوپا و کوچک استقلال خود را بدست می‌آورند، آنها دوست دارند تمامی کارها را خودشان به تنهایی انجام دهند. شخصیت منحصربفرد خود را پیدا کرده و بداخلاقی و لجبازی را شروع می کنند.

درک شناختی در سال‌های پیش‌دبستانی:

نوآوری یا احساس گناه؛ کودک در این مرحله درباره قوانین و هنجارهای اجتماعی آموزش می بیند؛ یاد می گیرد که چه رفتارهایی خوب و چه رفتارهایی بد است. تخیل کودک دقیقا از همین نقطه شروع می شود. در عین حال لجبازی و بداخلاقی مرحله قبلی احتمالا ادامه پیدا می کند. روش اعتماد کردن بزرگسالان به کودک، آنها را تشویق می‌کند که بطور مستقل عمل کنند، و تصمیم بگیرند. در اینصورت کودک در مورد انجام هر کار نادرست احساس گناه می کند، و در واقع متوجه می شود که کار او خوب بوده یا نه.

سخت‌کوشی یا تنبلی در سن دبستان:

سخت‌کوشی یا تنبلی؛ در این مرحله کودک روابط مهمی با همسالان خود ایجاد می‌کند، دوستان زیادی پیدا کرده و به احتمال زیاد فشار ناشی از تحصیل را هم احساس می‌کند؛ مسائل مربوط به سلامت روحی کودک از جمله افسردگی، اضطراب، ADHD و دیگر مشکلات ممکن است از همین مرحله شروع شود.

سردرگرمی یا شناخت خود در سن بلوغ:

شناسایی شخصیت یا سردرگمی؛ سن بلوغ! سخت ترین مرحله رشد برای کودکان. همه ما کم و بیش در مورد این مرحله از رشد اطلاعاتی داریم. در این مرحله نوجوان به بالاترین سطح از استقلال دست پیدا می کند، شخصیت خود را می شناسد و می‌سازد. مشکلات در ارتباطات با دیگران و تغییرات ناگهانی عاطفی و فیزیکی در این مرحله از رایج ترین مشکلات هستند.

با این نشانه ها، کودک به مشاور حرفه‌ای نیاز دارد

۱۰ علامت هشدار که نشانة نیاز به مشاوره است:

۱) افسردگی طولانی کودک
۲) گوشه گیری و بی‌علاقگی کودک به ارتباط اجتماعی
۳) احساس عصبانیت و خشم زیاد و طولانی در کودک
۴) احساس اضطراب و نگرانی مداوم کودک
۵) احساس مسئولیت و گناه نسبت به دیگران
۶) اضطراب جدایی از والدین
۷) اختلال تمرکز و توجه درکودک
۸) زندگی در رویای گذشته
۹) تغییر در عادات روزانه مانند خوردن و خوابیدن
۱۰) احساس ناتوانی والدین برای حل مشکلات

۱) افسردگی طولانی

اگر فرزند شما مدتی است مانند گذشته نمی‌خندد و ناراحتی و افسردگی اش چند هفته طول کشیده است.

۲) گوشه‌گیری

اگر مدتی است فرزند شما گوشه گیر شده و علاقه‌ای برای بازی و بودن با دوستان و فامیل نشان نمی‌دهد و ترجیح می‌دهد تنها باشد .

۳) احساس عصبانیت

کودکی که همیشه عصبانی به نظر می‌رسند. او قشقرق به پا می کند و با ابراز خشم و خشونت به خواسته‌های خود می‌رسد.

۴) احساس اضطراب و نگرانی

بعضی از کودکان و نوجوانان اغلب اوقات نگرانند. مثلاً وقتی والدین شان از منزل بیرون می‌‌روند نگران آنها می‌شوند، گاهی می‌ترسند پدرو مادرشان تصادف کرده باشند و یا بلای دیگری سر آنها آمده باشد و خلاصه همیشه نگران هستند .

۵) احساس مسئولیت و گناه

این کودکان ممکن است فکر کنند دراختلاف والدین یا مرگ یکی از آنها مقصر بوده‌اند. چنین کودکانی درباره خانواده و مراقبت از خواهر و برادرهایشان احساس مسئولیت شدیدی دارند که ممکن است آنها را دچار اضطراب زیاد کرده و مشکلات دیگری را هم برایشان به همراه بیاورد.

۶) اضطراب جدایی

همه کودکان دوست دارند در کنار خانواده خود باشند اما گاهی ممکن است فرزند شما حتی اجازه ندهد شما برای انجام کارهای روزمره خود از او دور شوید. کودکی که در مهدکودک مرتب گریه می‌کند و مادرش را می‌خواهد و یا کودک دبستانی که دلش می‌خواهد مادرش سر کلاس درس کنار او بنشیند.

۷) اختلال تمرکز و توجه

اگر کودک شما معمولاً از دستوراتی که به او می‌دهید،به علت بی‌توجهی پیروی نمی‌کند، به سختی می‌تواند از پس انجام کاری به تنهایی بربیاید و به راحتی حواسش از کاری که مشغول انجام دادن آن است پرت می‌شود، اگر معمولاً نمی‌تواند کاری را که بر عهده‌اش گذاشته‌اید به پایان برساند و علتش هم این است که نمی‌تواند بر آن کار تمرکز کند.

۸) زندگی در رویای گذشته

اگر کودک یا نوجوان شما بیشتر از اینکه به حال و آینده فکر کند به گذشته‌ها می‌اندیشد و بیشتر درباره گذشته حرف می‌زند یعنی زمانی که همه فامیل دور هم جمع بودند، کسانی که او دوست داشت زنده بودند و خلاصه همه چیز طور دیگری بود.

۹) تغییر در عادات روزانه

گاهی فرزندان شما با تغییر عادات روزانه خود به شما نشان می‌دهند که مشکلی برایشان به وجود آمده است. گاهی عادات غذایی و خواب فرزندان شما می‌تواند نشانه مشکلاتی باشد که نیاز به مشاوره دارد. گاهی کودکان صبح خیلی زود از خواب می‌پرند، اما نمی‌توانند از تختخواب بیرون بیایند، ممکن است شبها نتوانند به موقع بخواب روند و یا کابوسهای شبانه آنهارا از خواب بپراند. زیاد خوردن و کم خوردن فرزندتان نسبت به گذشته هم می‌تواند نشانه‌ای از افسردگی در فرزند شما باشد بنابراین به این تغییرات توجه کرده و درباره آنها با روانشناس یا روانپزشک مشورت کنید.

۱۰) احساس ناتوانی

گاهی ممکن است احساس کنید که دیگر نمی‌توانید به فرزندتان کمک کنید، روشهای تربیتی که قبلاً استفاده می‌کردید دیگر نمی‌تواند جوابگو باشد و هر چه می‌کنید احساس می‌کنید بر حل مشکلات فرزندتان موثر نیست. گاهی احساس می‌کنید زندگی از کنترل شما خارج شده و نمی‌توانید برای ارتباطات خود با فرزندتان کاری بکنید. احساس می‌کنید شما و فرزندتان حرف همدیگر را نمی‌فهمید و به بن بست رسیده‌اید. در این زمان برای اینکه از احساس گناه و ناتوانی خارج شوید و بتوانید گامهای موثری در تربیت فرزندانتان بردارید نیاز دارید که به روانشناس یا روانپزشک مراجعه کنید.

 

 

این مطلب چقدر مفید بود؟

برروی یکی از ستاره‌ها کلیک کنید!

میانگین نمرات 0 / 5. تعداد رای‌ها: 0

اولین فردی باشید که به این مطلب نمره می‌دهد!

دیدگاهتان را بنویسید