آموزش الفبا به کودکان با قصه های پاپایو

آموزش الفبا به کودکان با قصه های پاپایو
زمان مطالعه : 3 دقیقه
تاریخ انتشار:
نظرات: بدون دیدگاه
امتیاز:
0
(0)

قصه آموزش الفبا در پاپایو

داستان پ در پاپایو

شروع داستان الفبا 

آموزش الفبا به کودکان با قصه های پاپایو این داستان حرف “پ” : پاپایو توی خونه ی ب حسابی استراحت کرده بود برای همین پرانرژی و سرحال رفت که دنبال حرف گمشده بگرده قبل از اینکه از خونه ب بیاد بیرون ب بهش گفت بود که باید مسیر پل و دنبال کنه . پاپایو از روی پل رد شد و وارد مزرعه پنبه شد. تا چشم کار میکرد همه جا پر بود از پنبه های سفید و پاک . پاپایو توی مزرعه یه حرف دید که خیلی شبیه حرف ب بود برای همین براش دست تکون داد و صداش کرد آقای ب آقای ب من اینجام

خانم پ خودش را به پاپایو معرفی میکنه

شما اینجا چکار میکنید. اون حرف به پاپایو نزدیک شد و گفت : من خانم پ هستم پاپایو با دقت که نگاه کرد دید  حق با اون خانومه و اون اشتباه میکرده آخه خانم پ سه تا پای دایره ای داشت . پاپایو  به خاطر اشتباهی که کرده بود عذرخواهی کرد و گفت: ببخشید من تازه وارد شهر الفبا شدم هنوز با حروف الفبا آشنا نشدم. فقط آقای الف و آقای ب رو میشناسم.

شغل خانم پ در شهر الفبا

خانم پ به پاپایو گفت : اشکالی نداره به زودی با همه حروف آشنا میشی. من و پ کوچیک در مزرعه پنبه کار میکنیم اما گاهی هم پشمک و پنیر درست میکنیم و به اهالی شهر الفبا میفروشیم . میشه از تو خواهش کنم توی مسیری که میری این پنبه ها رو به خانم ت بدی آخه اون میخواد باهاشون توپ درست کنه. پاپایو گفت: بله البته و پنبه ها رو از خانم پ گرفت و به سمت خونه خانم ت راه افتاد.

 

وقتی پاپایو به حرف ت رسید

پاپایو رسید به خونه خانم ت . یه تابلو نقاشی پشت در بود که تصویری از تمشک های خوشمزه رو نشون میداد. اطراف خونه هم پر از درخت توت بود . پاپایو به خودش گفت حتما خانم ت خیلی باسلیقه و هنرمنده.  پاپایو زنگ خونه رو زد. خانم ت در و باز کرد خانم ت شبیه همسایه اش خانم پ بود اما به جای سه تا پای گرد دو تا چشم گرد قشنگ داشت. پاپایو به خانم ت گفت این پنبه هارو خانم پ برای شما فرستادن گفتن شما میخواین باهاشون توپ درست کنید.

خانم ت به پاپایو چه میوه ای داد تا بخوره؟

خانم ت به پاپایو گفت بیا تو پنبه ها رو بزار روی ترازو تا من برات یکم توت بیارم بخوری. پاپایو پنبه ها رو گذاشت روی ترازو رفت سمت حیاط اونجا یه تاب بزرگ بود پاپایو خیلی خوشحال شد بدو بدو رفت سمت تاب و شروع به بازی کرد. پیش خودش گفت چقدر خونه خانم ت جای خوبیه یه جا مثل تابلوی رنگارنگ با توت و تاب قشنگ .

آموزش الفبا به کودکان با قصه های پاپایو

آشنایی پاپایو با حرف ث

پاپایو هنوز داشت با تاب توی حیاط خونه خانم ت بازی میکرد که یه جرثقیل بزرگ از جلوی حیاط رد شد پاپایو هیجان زده رفت دنبال جرثقیل آخه این اولین باری بود که اون جرثقیل و از نزدیک میدید قبل از این فقط اونا رو توی فیلمهایی سیاره زمین دیده بود.

پاپایو بلند گفت: وایسا صبرکن منم میخوام سوار بشم . جرثقیل از حرکت وایستاد.

کدوم حرف سوار جرثقیل بود؟

بعد یه خط خوابیده شبیه حرف ب و پ و ت با دوتا دست رو به بالا از جرثقیل پیاده شد. پاپایو یه نگاهی به حرف جدید کرد و گفت چقدر شما شبیه حرف ت هستین اسمتون چیه ؟ آقای راننده اومد جلوی پاپایو و گفت اسم من ث اما دوستام بهم میگن ث سه نقطه. پاپایو خندید و گفت چه جالب تو یه فامیلی داری؟ آقای ث گفت: نه آخه میدونی توی شهر الفبا دو تا حرف دیگه هم هست که صدای اونا هم مثل صدای منه برای اینکه دوستامون ما رو اشتباه نگیرن برای خودمون یه نشونه گذاشتیم مثلا من ث سه نقطه ام.

پاپایو بعد از حرف ث با چه حرفی آشنا میشه؟

پاپایو گفت چقدر بامزه حتما به خاطر اون سه تا چشم گرد بالای سرته که بهت میگن ث سه نقطه . پاپایو کلی با چرثقیل آقای ث بازی کرد وقت خداحافظی آقای ث به پاپایو گفت چند ثانیه صبر کن بعد بهش یه کیف شبیه مثلث داد که توش یه جرثقیل اسباب بازی بود. پاپایو خیلی خوشحال شد و از آقای ث سه نقطه تشکر کرد و رفت سراغ حرف گم شده.

 

 

این مطلب چقدر مفید بود؟

برروی یکی از ستاره‌ها کلیک کنید!

میانگین نمرات 0 / 5. تعداد رای‌ها: 0

اولین فردی باشید که به این مطلب نمره می‌دهد!

دیدگاهتان را بنویسید